شبهه 100: امامت برای آن است که امام فرمانهای الهی را اجرا کند نه اینکه دین جدیدی بیاورد. مردم به توضیح پیامبر(ص) نیاز دارند، زیرا اگر پیامبر(ص) سخنی نگفته و توضیحی ندهد، امری از امور دین روشن نمی شود؟

خلاصه­ ی شبهه100

     خداوند در آیه­ی 7 سوره­ی اعراف می­فرماید: (از چیزی پیروی کنید که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده است و جز خدا، از اولیاء و سرپرستان دیگری پیروی نکنید.) در این آیه صراحتاً اشاره شده که جز از پیامبر، از کسی نباید پیروی کرد؛ و امامت برای آن است که امام، فرمان­های الهی که به ما رسیده را اجرا کند نه اینکه دین جدیدی برای مردم بیاورد. علی خود گفت که بیایید تا قرآن بین ما و شما حکم کند و لذا داور قرار دادن قرآن حق است و علی سخن نادرست نمی­گوید. اگر داور قرار دادن قرآن در حضور امام جایز نبود، علی اعتراض می­کرد.

     اگر شیعه بگوید بعد از وفات پیامبر(ص) باید امامی باشد تا دین را به مردم برساند می­گوییم این سخن باطل است؛ اهل زمین احتیاج دارند که سخنان پیامبر(ص) به آنان برسد. آنها به سخن و توضیح پیامبر(ص) نیاز دارند چون اگر پیامبر(ص) سخنی نگوید و توضیحی ندهد امری از امور دین روشن نمی­شود. بر طبق گفته­ی شیعه باید همواره امامی باشد و سخن او به تمام افراد جهان برسد. می­گوییم در این صورت رساندن سخنان پیامبر اَوْلیٰ است و باید قبل از دیگران، از پیامبر اطاعت کرد.

     هدف مستشکل از بیان شبهه می­تواند موارد ذیل باشد:

1. می­خواهد به مخاطب بفهماند، بعد از پیامبر(ص) نیازی به مُبیِّن دین نیست؛ توضیح در امورات دینی به جهت روشن شدن آن را فقط باید پیامبر(ص) بیان نماید و او هم آنها را بیان نموده است. فلذا نیاز مردم به امام، منتفی است.

2. اینکه بگوید فقط باید از پیامبر(ص) اطاعت و پیروی کرد و اطاعت از امام لازم نیست.

3. دیگر آنکه بیان بدارد، امام دین جدیدی برای مردم می‌آورد.

     امّا پاسخ ما:

1. ابتدا بیان می­داریم که آنچه در آیه­ی 7 سوره­ی اعراف به آن صراحتاً اشاره شد، پیروی از آن مواردی است که خداوند نازل کرده و یکی از این موارد، بر طبق آیه­ی 67 سوره­ی مائده، امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) می­باشد.

     سُیوطی از مفسرین اهل سنت در کتاب «اَلدُّرُّ الْمَنْثور» ذیل آیه­ی مذکور،[1] روایتی را به نقل از ابوسعید خُدْری آورده است که:

«نزلت هذه الآیة یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ على رسول الله (ص) یوم غدیر خم فی علىّ بن أبى طالب‏.»

آیه­ی «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما ...» بر رسول خدا در روز غدیرخم و درباره­ی علیّ بن ابی­طالب نازل شد.

     و باز در همین کتاب به نقل از ابن مسعود می­نویسد:

«كُنّا نَقرَأ على عهد رسول الله (ص) یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ أنَّ علیّاً مَولَى المُؤمنین وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‏.»

ما در زمان رسول خدا(ص) آیه را اینگونه می­خواندیم:

اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده که: (علی مولا و سرپرست مؤمنین است)، ابلاغ كن؛ و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‌دارد.

     چون بنای ما بر اختصار است به همین مواردی که از کتاب «الدّرّ المنثور» سیوطی نقل شد، بسنده می­کنیم و یادآور می‌شویم که مرحوم علّامه­ی امینی در جلد 1 کتاب الغدیر در ذیل آیه­ی 67 سوره­ی مائده، به 30 تن از علمای اهل سنّت که در کتب خود، شأن نزول آیه را حضرت علی(ع) ذکر کرده و زمان نزول آن را در غدیرخم دانسته‌اند، نام برده و اشکالاتی را که در این زمینه وارد کرده­اند، پاسخ داده است؛ که خوانندگان محترم برای کسب آگاهی بیشتر می­توانند به آن مراجعه نمایند.[2]

2. بر طبق آیه­ی 124 سوره­ی بقره، تعیین امام از جانب خداوند متعال صورت می­گیرد و چنانچه در بند 1 بیان شد، پیامبر(ص) امامی را که خداوند تعیین نموده، به مردم ابلاغ کرده و معرّفی می­نماید.

     لازم به ذکر است که امام، دین جدیدی نمی­آورد بلکه به اعتقاد شیعه، پیامبر اسلام(ص) خاتم پیامبران بوده و شیعه قائل به ختم نبوّت است.[3] بدیهی است که پیامبر(ص) در مدّت عمر با برکت خود، آن هم با جنگ­های فراوانی که مشرکین و مخالفان پدید می­آوردند، نمی­توانسته است جزئیّات مسائل را در اختیار عموم مردم قرار دهد و نیز به طور طبیعی، مسائل و اختلافاتی برای مسلمین پیش خواهد آمد که نیازمند توضیح و تبیین است؛ حتّی خود قرآن کریم هم در بسیاری از موارد از جمله آیات متشابه، نیازمند توضیح و تفسیر است، که آیه­ی 2 سوره­ی جمعه[4]  گواه این مطلب است.

     لذا امام، بعد از رحلت پیامبر(ص) به تبیین مسائل مُستَحدثه، رفع اختلافات و یا آنچه مورد سؤال مسلمین است به عنوان یک مرجع غیر قابل تردید که توسّط خداوند تعیین شده، می­پردازد. بسیار بجاست که در اینجا حدیثی را از پیامبر گرامی اسلام (ص) که «متّقی هندی» از علمای اهل سنّت آن را در کتاب خود به نام «کنزالعمال» آورده، نقل نماییم:

«علیٌّ بابُ عِلْمی وَ مُبَیِّنُ لِأُمَّتی ما أُرْسِلْتُ بِهِ مِن بَعدی ...»[5]

علی باب ورود به علم من و تبیین کننده­ی شریعت من، برای امّتم بعد از من است.

     در این حدیث، خود پیامبر(ص) هم به صراحت بیان می­کند که شریعت ایشان نیازمند مبیّن بوده و شخص مبیّن را هم مشخّص نموده است.

3. پروردگار متعال در آیه 59 سوره نساء اطاعت از خود و پیامبرش و نیز گروه دیگری به نام (اولوالامر) را واجب کرده است و می‌فرماید:

«یا اَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا اَطِیعُوا اللهَ وَ اَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ اُوْلِی الْاَمْرِ مِنْکُم...؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر(ص) خدا و اولوا الأمر را...»

پس گفته‌ی مستشکل بر اینکه فقط باید از خدا و رسول اطاعت کرد، خلاف قرآن می‌باشد.

4. و دیگر اینکه اگر بعد از وجود مبارک پیامبر اسلام(ص) نیازی به مبیّن دین نباشد و تنها رساندن سخن ایشان (ص) به مردم کفایت کند، پس چرا اهل سنّت در فقه دچار اختلافات بسیاری شده­اند؟ علّت این اختلافات در چیست؟ چرا اهل سنّت در فقه دارای 4 فرقه هستند؟[6]  آیا اسلام برای انجام یک عمل عبادی، بیش از یک راه معرّفی کرده است؟

 

[1]. ج 3، ص 117. (انتشارات دارالفکر بیروت؛ 8 جلدی)

[2]. الغدیر، علامه امینی، ج 1، صص 274-258. (انتشارات مؤسسة الأعلمی للمطبوعات بیروت، چاپ اوّل سال 1414 ه.ق)

[3]. عنه صلى الله علیه و آله (فی حِجَّةِ الوَداعِ): عَلِیّ یعسوبُ المُؤمِنینَ، وَ المالُ یعسوبُ الظّالِمینَ. عَلِی أخی، و مَولَى المُؤمِنینَ مِن بَعدی، و هُوَ مِنّی بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسى، إلّا أنَّ اللّه َ تَعالى خَتَمَ النُّبُوَّةَ بی؛ فَلا نَبِیّ بَعدی، و هُوَ الخَلیفَةُ فِی الأَهلِ و َالمُؤمِنینَ بَعدی. (امالی شیخ طوسی، ص 521؛ طبع دارالثقافة، چاپ اوّل سال 1414 ه.ق)

[4]. در این آیه خداوند اشاره می­کند که «یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ» یعنی کتاب قرآن را به آنان آموزش دهد.

[5]. کنز العمّال، ج 11، ص 614، حدیث 32981. (طبع مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم سال 1401 ه.ق)

[6]. مذاهب فقهی اهل سنّت عبارتند از: مالکی، حنفی، شافعی، حنبلی.