سوال 102: آیا حدیث امیرمؤمنان(ع) در خصوص یاران عیسی(ع) و مقاومت آنان در برابر ظلم با مسئله تقیه در شیعه در تضاد نیست؟

سوال 102 ) در حدیثی آمده است که علی ابن ابی طالب(ع) فرموده‌ است: زمانی می‌آید که حدود در آن جاری نمی‌شود. مال مردم را به ناحق می‌خورند. با دوستان خدا دشمنی می‌شود و با دشمنان خدا دوستی. پرسیدند: اگر ما در آن روزگار بودیم چه کنیم؟ فرمود: مانند یاران عیسی باشید که با اره‌ها آنان را تکه تکه کردند و بر دار رفتند؛ زیرا مرگ در اطاعت خدا بهتر از زندگی در گناه است. اکنون این حدیث با تقیه‌ای که شیعیان به آن معتقدند چگونه سازگار است؟

 

پاسخ: در ابتدای پاسخ به سؤال، لازم است تا متن روایتی که به آن اشاره شده را برای خوانندگان ذکر نموده و سپس به شرح آن بپردازیم:

ومن كلام له عليه‌السلام في الإخيار عن سيطرة الأشرار على الأخيار واهتضام الأخيار بيد الأشرار! قال: أبوعطاء: خرج علينا أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب(ع) محزونا يتنفس فقال: كيف أنتم وزمان قد أظلكم؟ تعطل فيه الحدود ويتخذ المال فيه دولا، ويعادي [فيه] أولياء اللهويوالى فيه أعداء اللّه !!! [1]

قلنا: [يا أمير المؤمنين] فإن أدركنا ذلك الزمان فكيف نصنع ؟ قال: كونوا كأصحاب عيسی(ع) نشروا بالمناشير وصلبوا على الخشب.[2]

روایتی که سؤال کننده به آن اشاره نموده از کتاب نهج‌السعاده جلد 2 صفحه 639 بوده است.

شرایطی که امیرمؤمنان علی(ع) به بیان آن می‌پردازد در ابتدای حدیث به روشنی می‌بینیم (ومن كلام له (ع) في الإخيار عن سيطرة الأشرار على الأخيار واهتضام الأخيار بيد الأشرار!) (بیانات آن حضرت در میان افراد نیک در خصوص تسلط اشرار حکومت بر مردمان خوب و از بین رفتن این افراد به دست اشرار است) لکن سؤال کننده امانت و انصاف را رعایت نکرده و صرفاً قسمتی از بیانات آن حضرت را مطرح نموده و از وضعیتی که ایشان از آن صحبت نموده حرفی به میان نمی‌آورد!

پس کاملاً واضح است که نصحیت‌ها و اشارات امیرمؤمنان(ع) در شرایط و وضعیت بخصوصی بوده که در آن، اشرار حکومت به خوبان مردم تسلط پیدا کرده و مردمان خوب به دست اشرار از بین می‌روند. به همین خاطر وضعیت زمانی خود را به زمان حضرت عیسی(ع) تشبیه نموده و آن را به طور کامل تشریح می‌فرماید. لذا همان طور که می‌بینیم هیچ ارتباطی بین فرمایش آن حضرت و مسئله تقیه وجود ندارد.

ثانیاً همان طور که قبلا نیز گفته شد تقیه نوعی عملکرد دفاعی و عقلانی در مواجه با دشمن است که در آن عقیده حقیقی پنهان شده و یا انکار می‌گردد.

این عمل در کلام قرآن (سوره نحل آیه 106 و سوره آل عمران آیه 28) و روایات پیامبر اکرم(ص) مورد تایید قرار گرفته و عملی عبادی محسوب می‌گردد.

اما نکته مهم در خصوص تقیه آن است که تقیه زمانی واجب می‌گردد که شخص مسلمان از فقیه، عالم و یا امام خود دستور بر انجام آن را داشته باشد و یا خود با قدرت تشخیص صحیح جایگاه آن را دانسته و آن را اجرا کند. این برداشت از تقیه که هر کس در هر جایگاهی می‌تواند تقیه کند غلط بوده و از نظر شیعه هیچ اساسی ندارد. بلکه می‌بایست در زمان و شرایط خاص آن انجام شود. در سوال مذکور نمونه‌ای از دستور موکد امیرمؤمنان(ع) مبنی بر مقاومت و ایستادگی مسلمانان در مقابل باطل را می‌بینیم و به روشنی مشخص است که شرایطی که حضرت از آن صحبت می‌کند بسیار حساس بوده و جایی برای تقیه و یا پنهان کردن عقیده و حقیقت نیست.

این موارد در زندگانی سیاسی و اجتماعی امیرمؤمنان علی(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع) بسیار به چشم می‌خورد که در شرایطی به شیعیان خود دستور به مقاومت و قیام را می‌دهند و در شرایطی دستور به سکوت و یا تقیه در مقابل قدرت‌های ظالم را می‌دهند. روش صحیح نیز چنین است که امام معصوم(ع) در هر شرایطی متناسب با آن زمان تصمیم لازم را گرفته و مسلمانان را به بهترین و کم هزینه‌‌ترین راه هدایت نمایند و یا در جایی دستور به قیام داده تا با جان خود از حقانیت دفاع نمایند.

 

1. وقد وقع الخبر على وفق ما أخبر به (ع) فاستولى بعده عليه السلام بستة أشر معاوية على الأقطار الإسلامية فقرب المبطلين وأنالهم من مال الله عطاء جما، وشرد المحقين وقتلهم تحت كل حجر ومدر وأكل أموالهم وحقوقهم أكلا لما.موت في طاعة الله عز وجل خير من حياة في معصية الله. أواخر الباب (5) من دستور معالم الحكم، ص 113، ط مصر.

(و به درستی خبر همان طور شد که (امام حسن(ع)) به ما خبر داده بود و بعد از شش ماه معاویه بر مناطق اسلامی مسلط شد و به گمراهان نزدیک شد و از بیت المال به آن ها آنقدر داد و درست کاران را فراری کرد و هر جا که بودند آن ها را به قتل رساند و حقوق و اموال آن ها را خورد. مرگ در اطاعت خداوند متعال بهتر است از زندگی در معصیت خداوند منان.)

2. المناشير: جمع المنشار: ما ينحت به الخسشبة، ويعبر عنه في لسان الفرس ب (أره).