سوال 103: چه چیزی ابوبکر را مجبور کرد تا در سفر هجرت ، همراه پیامبر(ص) باشد ؟

سوال 103 ) چه چیزی ابوبکر را مجبور کرد تا در سفر هجرت، همراه پیامبر(ص) باشد؟ اگر چنان که شیعه می‌گوید او منافق بود پس چرا از پیش قومش که کافر بودند فرار می‌کند و حال آن که کافران در مکه صاحب قدرت و فرمانروائی بودند؟! اگر او به خاطر منفعت دنیوی اقدام به هجرت نموده بود پس بگوئید زمانی که پیامبر(ص) تنها و آواره بود همراهی او چه منفعتی داشت؟!

 

پاسخ: اینکه سؤال کننده از قول شیعه ابوبکر را با کافران در مکه یکسان بداند کاملاً بی جا و اشتباه است چرا که شیعه نسبت به اقدامات و عملکردهای مخرب خلیفه اول انتقاد داشته و دارد ولی اینکه آیا او با کافران مکه بوده است در هیچ کتابی از دانشمندان شیعه صحبتی نکرده است. اینکه چرا ابوبکر در سفر هجرت پیامبر(ص) همراه ایشان بوده سؤالی است که می ‌بایست شخص طراح سؤال به پاسخ آن بپردازد. اما برای اینکه در ذهن خوانندگان این مطلب ایجاد شبهه نکند و این طور وانمود نکند که پیامبر اکرم(ص) به ابوبکر نیاز داشته و همراهی ابوبکر چه آثاری بر شخص نبی مکرم اسلام(ص) داشته به اختصار، به شرح موضوع می‌پردازیم.

اولاً: در بعضی منابع اهل سنت و شیعه هیچ گونه اشاره‌ای به اینکه شخص همراه پیامبر(ص) ابوبکر بوده نشده است و اهل سنت غالباً از این جریان برای ذکر فضیلت ابوبکر استفاده کرده لکن براساس آیات قرآن و بعضی روایات از این واقعه فضیلتی برای خلیفه اول اثبات نمی‌شود.

ثانیاً: همراه بودن با شخصیت مهمی همچون پیامبر(ص) فضیلتی برای شخص مصاحب (همراه) به حساب نمی‌آید. چرا که هر کسی اعم از انسان خوب یا بد می‌تواند ایشان را همراهی کند.

ثالثاً: طبق آیه 40 سوره مبارکه توبه که به شرح این جریان پرداخته نه تنها به مورد تایید بودن آن شخص اشاره‌ای نکرده بلکه او را به انتقاد گرفته و عامل ناراحتی پیامبر اکرم(ص) در غار می‌داند.

(جهت مطالعه بیشتر به تفاسیر موجود ذیل آیه 40 سوره مبارکه توبه و نیز کتابی که مؤسسه میقالت القرآن در این زمینه به چاپ رسانده است مراجعه گردد.)

اما در خصوص اینکه چرا ابوبکر در آن هجرت (با فرض اینکه شخص همراه پیامبر(ص) ابوبکر بوده) همراه پیامبر اسلام(ص) شده باید گفت:

مرحوم سيد بن طاووس[1] از قول شیخ ابوهاشم صباغ در کتاب النور و البرهان اين مطلب را نقل مي‌كند و مي‌فرمايد:

از دسته رواياتي كه دلالت مي‌كند پيامبر اكرم(ص) از ترس اين كه ابوبكر جاي او را به كفار نشان ندهد او را با خود به غار بردند روايتي است كه شيخ ابوهاشم بن صباغ در كتاب النور و البرهان باب: ما أنزل الله علي نبيه ذيل آيه «قم فأنذر» و آيه «فاصدع بما تؤمر» و باب «ما ضمن رسول اللّه(ص) لمن أجابه وصدقه» مي‌آورد: حسان مي‌گويد براي انجام حج عمره به مكه آمدم ديدم مردمي از قريش به اصحاب رسول خدا(ص) فحش مي‌دادند... پس اين گونه مي‌گويد: رسول خدا(ص) به علي(ع) (درشب ليلة المبيت) امر نمود (كه درجاي ايشان بخوابد) علي(ع) نيز اجابت نمود ولي از ابوبکر ترسيد كه مبادا جاي ايشان را به كساني كه دنبال پيامبر بودند نشان دهد به همين خاطر او را با خود به غار بردند.[2]

نكته ديگر كه شايسته است توجه فرمائيد اين است كه نظير همين مطلب در كتب ديگر اهل سنت كه در حال حاضر موجود مي‌ باشد يافت مي‌شود .

ابوجعفر اسكافي استاد ابن ابي الحديد در جواب جاحظ كه قائل است ابوبكر در راه رسول خدا(ص) از همه صحابه سختي بيشتري را تحمل كرد مي‌گويد:

تو را چه شده است كه داستان خوابيدن علي(ع) را در جاي رسول خدا(ص) در شب ليلة المبيت ذكر نكرده‌اي ؟ آيا آن را فراموش كرده‌اي يا خودت را به فراموشي زده‌اي ؟!

پس بدرستي كه اين كار تحمل سختي و پايداري بزرگي است كه هر زمان شخصي خود را به جاي وي گذارد و فكرش را متوجه آن كند مي ‌بيند در آن فضيلت ‌هاي بسيار و منقبت ‌هاي مختلفي موجود است .

و قضيه از اين قرار است كه وقتي به مشركين خبر رسيد كه رسول خدا(ص) قصد خروج براي هجرت به سوي غير ايشان (اهل مدينه) دارند خواستند براي اين كار چاره‌اي بیاندیشند، پس پيمان بستند كه شب هنگام در كنار بستر وي جمع شوند و او را با شمشيرهاي بسيار بزنند و در دست افرادي از قبيله‌هاي مختلف قريش شمشيري از آن شمشيرها باشد تا خون وي بين گروه‌هاي مختلف تقسيم شود و بني هاشم نتوانند خون وي را از قبيله‌اي خاص طلب كنند. و براي آن شب قسم خوردند و در آن شب با هم جمع شدند .

پس وقتي رسول خدا(ص) از اين ماجرا با خبر شدند، كسي را فرا خواندند كه از همه بيشتر به وي اطمينان داشتند (علي(ع)) و كسي كه خود را بيشتر از همه براي رسول خدا(ص) در معرض خطر مي‌گذاشت و كسي را كه از همه بيشتر در راه خدا فداكاري مي‌كرد و كسي كه سريع‌تر از همه از وي اطاعت مي‌كرد. پس به وي گفت كه قريشيان هم پيمان شده‌اند كه امشب بر من حمله کنند. پس به خوابگاه من برو و در جاي من بخواب و روپوش من را بر روي خود بينداز تا ايشان گمان كنند من بيرون نرفته‌ام، و من با اذن خدا بيرون خواهم رفت .

پس اولاً علي(ع) را از اينكه حيله‌اي به كار برد تا جانش را حفظ كند منع كرد (چون بايد به حالت عادي در جاي رسول خدا مي‌خوابيد) و او را مجبور كرد كه جان خود را در معرض ضربات شمشيرهاي صاحبان كينه و خشم قرار دهد. پس او اين مطلب را پذيرفت در حالي كه رضاي خاطر به آن داشت و در جاي رسول خدا(ص) خوابيد در حالي كه به خاطر خدا صبر مي‌كرد و با دادن جان خود جان رسول خدا(ص) را حفظ مي‌ نمود و انتظار كشته شدن را مي‌كشيد. ما برتر از مقام بذل جان ، مقامي نمي‌شناسيم كه آرزوي آن را بكنيم. (و بذل جان بالاترين بخشش هاست) .

و اگر رسول خدا(ص) نمي‌دانست و علم نداشت كه وي صلاحيت اين كار را دارد وي را انتخاب نمي‌كرد و اگر در او اندكي كمبود صبر يا شجاعت يا خير خواهي براي رسول خدا(ص) وجود داشت و با اين وجود براي اين كار انتخاب مي‌شد رسول خدا(ص) كسي را انتخاب كرده بودند كه انتخاب درستي نبود، و حق گفتن چنين مطلبي را هيچ فردي از امت ندارد و همه اجماع دارند كه رسول خدا(ص) عمل درست را انجام دادهاند .

اگر كسي در اين مطلب نظر كند چند جهت برتري براي علي(ع) (نسبت به ابوبكر) ميبيند :

زيرا ابوبكر حتي اگر (از جهت ظاهري) مورد اطمينان رسول خدا(ص) بود اما پيامبر اكرم(ص) به رازداري وي اطمينان نداشتند چون ممكن بود ابوبكر راز هجرت رسول خدا(ص) را در آن شب فاش كند و دشمنان به حضرت دست پيدا كنند در نتيجه تمام نقشه‌هاي رسول خدا(ص) نقش بر آب مي‌شد.

حتي اگر ابوبكر نزد رسول خدا(ص) از جهت رازداري مورد اطمينان بود اما رسول خدا(ص) از نترسيدن وي در هنگام مقابله با سختي اطمينان نداشتند پس شايد از خوابگاه رسول خدا فرار نموده متوجه محل نقشه رسول خدا(ص) شده دنبال رسول خدا(ص) برود؛ پس كفار ايشان را پيدا كنند.

حتي اگر ابوبكر حافظ سرّ رسول خدا(ص) بود و شجاع، اما شايد توانايي خوابيدن در جايگاه رسول خدا(ص) را نداشت. تحمل آن حالت، جداي از بحث شجاعت است. زيرا بايد شجاع را در حالت دست بسته ممنوع از مقابله قرار دهي (يعني شجاع جرات دفاع از خود را دارد اما در اينجا نمي‌تواند از خود دفاع كند). بلكه اين امر سخت تر از شخص دست بسته است. زيرا شخص دست بسته مي‌داند كه راه فراري ندارد اما اين شخص هم مي‌تواند فرار كند و هم مي‌تواند از خود دفاع نمايد (اما چنين كاري نمي‌کند).

حتي اگر او شخص رازدار و شجاعي بود و مي‌توانست در جاي رسول خدا(ص) بخوابد و فرار هم نكند اما رسول خدا(ص) از بعد آن اطمينان نداشتند كه اگر وي را زنده گرفته و شكنجه كنند اقرار به آنچه كه مي‌داند نكند و مسير رسول خدا(ص) را به كفار نشان ندهد به همین خاطر ابوبکر با پیامبر خدا (ص) همراه می‌گردد. به همين دليل است كه علما گفته‌اند كسي را نمی‌شناسيم كه به فضيلت علي(ع) در آن شب رسيده باشد. پس از مطالب گفته شده مشخص شد که حتی با فرض اینکه شخص همراه پیامبر(ص) را ابوبکر هم بدانیم نه فضیلتی برای او به حساب می‌آید و نه انگیزه او از این همراهی آن چیزی است که سؤال کننده آن را مطرح می‌کند. در واقع علت اصلی همراه شدن او به دلیل ایجاد مشکلات احتمالی برای پیامبر اکرم(ص) بوده که با همراهی او به نوعی تحت نظر آن حضرت هم بوده تا مشکلی را ایجاد نکند.

 

[1] . به نقل از کتاب الطرائف، ص 410

[2] . الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف - السيد ابن طاووس - ص 410