شبهه 127: شیعیان معتقدند که اصحاب، درستکار و عادل نیستند، امّا در کتاب‌های شیعه روایاتی را می‌بینیم که بر عدالت اصحاب دلالت می‌کنند؟!

شبهه 127

شیعیان معتقدند که اصحاب، درستکار و عادل نیستند، امّا در کتاب‌های شیعه روایاتی را می‌بینیم که بر عدالت اصحاب دلالت می‌کنند! از آن جمله روایتی است که از پیامبر(ص) روایت کرده‌اند که در حجّة الوداع گفت: «خداوند نیکو بگرداند بنده‌ای را که سخن را شنید و آن را حفظ کرد و سپس به کسی که آن را نشنیده، رساند...». اگر اصحاب، عادل و درستکار نبودند، چگونه پیامبر(ص) به آنها اعتماد می‌کند تا هر یک از آنها سخن او را به کسانی که آن را نشنیده‌اند برساند؟

هدف مستشکل از بیان شبهه می­تواند مورد ذیل باشد:

می­خواهد بگوید که تمامی اصحاب و یاران پیامبر(ص) عادل و درستکار هستند.

 

امّا پاسخ ما:

1. در ابتدا باید دانست که منظور از صحابه چه کسانی هستند؟ آیا به هر کسی که پیامبر(ص) را دیده باشد می‌توانیم بگوییم او صحابه­ی رسول خداست؟ آیا کسی که پیامبر(ص) را دیده است ولی پیرو دستوررات او نبوده را می‌توان جزء یاران و اصحاب عادل و درستکار پیغمبر(ص) شمرد؟ آیا کسی که پیامبر(ص) را دیده و حتّی در کنار پیامبر(ص) در برخی از جنگ­ها حضور داشته، لکن علیه پیغمبر(ص) فعّالیّتی را انجام داده و توطئه­ی قتل او(ص) را چیده باشد، باز هم می­توانیم آن شخص را صحابه­ی درستکار و عادل بنامیم؟ این سؤالات خود گویای آن است که لزوماً هر کسی که پیامبر(ص) را دیده باشد و یا حتّی در کنار او(ص) باشد، نمی­تواند جزء یاران و اصحاب واقعی و درستکار و عادل ایشان(ص) به حساب آید. قرآن کریم در آیه­ی 101 سوره­ی توبه می­فرماید:

«وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ‏»

و از (میان) اعراب بادیه‏نشین كه اطراف شما هستند، جمعى منافقند؛ و از اهل مدینه (نیز)، گروهى سخت به نفاق پایبندند. تو آنها را نمى‏شناسى، ولى ما آنها را مى­شناسیم‏.[1]

یعنی منافقان حتّی در همسایگی پیامبر(ص) هم رخنه و نفوذ کرده، و حضور دارند؛ از آیه­ی فوق نتیجه­ی بسیار مهمّ زیر را به دست می­آوریم که:

نزدیک بودن و همراهی با پیامبر(ص)، باعث نمی­شود که بگوییم آن فرد حتماً پیرو واقعی پیامبر(ص) است.

قرآن کریم در مورد نزدیک­ترین و شایسته­ترین افراد به ابراهیم می­فرماید:

«إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ»[2]

سزاوارترین مردم به ابراهیم، آنها هستند كه از او پیروى كردند.

همچنین قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم(ع) می‌فرماید:

«فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی»[3]

هر كس از من پیروى كند، از من است.

لذا با توجه به آیات فوق درمی­یابیم کسانی جزء اصحاب و یاران واقعی پیامبر(ص) هستند که پیرو او(ص) باشند.

2. از روایتی که مستشکل آن را ذکر کرده دریافت می‌شود که پیامبر(ص) سه مرحله را برای آن افراد بیان کرده: الف) بشنود؛ ب) حفظ کند؛ ج) به غایبین ابلاغ کند. پیغمبر(ص) در اینجا وظیفه­ی خود را انجام داده و حال، این افراد هستند که باید وظیفه­ی خود را در قبال این فرمایشات پیامبر(ص) انجام دهند و آن سه مرحله، خصوصاً مرحله­ی سوم را اجرایی نمایند؛ و این را هم می­دانیم در میان افراد حاضر در مراسم حجّة الوداع و غدیرخم عدّه­ای هم منافق بودند[4] و این دلیل نمی­شود که بگوییم چون پیامبر(ص) به آنها این مطالب را گفته، پس همگی آنها عادل و درستکارند. از طرفی دیگر عده‌ای که بعد از رحلت پیامبر(ص) شورای سقیفه را بنیان نهادند در واقع دستور پیامبر(ص) را در غدیر خم همانطور که در بالا ذکر شد نادیده گرفتند.

در اینجا اشاره­ای خواهیم داشت به جریان خلقت حضرت آدم(ع) و دستور خداوند مبنی بر سجده­ی فرشتگان.[5] ابلیس که از جنّیان بود و به دلیل عباداتی که انجام داده بود در ردیف فرشتگان قرار داشت، وقتی خداوند دستور به سجده می­دهد، همه سجده می­کنند به غیر از ابلیس. او را تکبّر فراگرفته و از درگاه خداوند رانده می­شود. آیا اینجا هم می‌توانیم بگوییم چون خداوند دستور به سجده داده است پس تمام شنوندگان آن دستور، افرادی درستکار و عادل هستند؟ حال آنکه ابلیس هم در بین آن افراد قرار دارد.

 

[1]. اینکه می­فرماید: «تو آنها را نمى‏شناسى، ولى ما آنها را می­شناسیم » اشاره به علم عادى و معمولى پیغمبر(ص) است، ولى هیچ منافات ندارد كه ایشان(ص) از طریق وحى و تعلیم الهى به اسرار آنان كاملاً واقف گردد. (تفسیر نمونه، ج 8، ص 112، ذیل آیه­ی شریفه؛ انتشارات دارالكتب الإسلامیة تهران، چاپ اول سال 1374 ه.ش)

[2]. سوره­ی آل عمران، آیه­ی 68.

[3]. سوره­ی ابراهیم(ع)، آیه­ی 36.

[4]. در این زمینه می­توانید رجوع کنید به آیات ابتدایی سوره­ی معارج و تفاسیر ذیل آن آیات.

[5]. آیات 11 الی 18 سوره­ی اعراف.