شبهه 132: شیعه روایاتی را جعل کرده که متضمّن اسامی امامان شیعه بعد از رسول الله(ص) تا مهدی است در حالی که بعضی از مراجع تقلید بزرگ معاصرشان وجود چنین نصّی درباره ی امامان را انکار می کنند؟

شبهه 132

در نهایت تعجّب باید بگوییم که شیعه روایاتی را جعل کرده­اند که متضمّن اسامی امامان شیعه بعد از رسول الله(ص) تا مهدی می­باشد و با این وجود، بعضی از مراجع تقلید بزرگ معاصرشان وجود چنین نصّی درباره­ی امامان را انکار می­کنند. مثلاً خویی می­گوید: «روایات متواتر نقل شده از طریق سنّی و شیعه، تعداد امامان را از نظر دوازده نفر بودن معرّفی کرده­اند ولی ذکر سلسله­وار اسامی آنها در روایات نیست.»

هدف مستشکل از بیان شبهه می­تواند موارد ذیل باشد:

1. می­خواهد بگوید که نام امامان دوازده­گانه­ی شیعه در روایات نیست و علمای شیعه به دروغ اسم‌هایی را به عنوان امام، عَلَم نموده­اند.

2. و دیگر اینکه علمای شیعه را جعل کننده­ی احادیث و دروغگو معرّفی نموده است.

 

امّا پاسخ ما:

1. در ابتدا شایان ذکر است که علاوه بر روایات صحیحی که در کتب علمای شیعه آمده و اسامی تمامی ائمّه(ع) را به نقل از پیغمبر خاتم(ص) بیان کرده­اند، در کتب علمای اهل سنّت هم روایاتی وجود دارد که سخن شیعه را تأیید کرده و کذب بودن ادّعای مستشکل را ثابت می­کند. ما به دو مورد از این روایات که در کتب علمای اهل سنّت آمده است اشاره می­کنیم:

الف) ابراهیم بن محمّد جُوِیْنی شافعی در کتاب «فَرائِدُ السِّمْطَیْن»[1] روایتی را از ابن عبّاس نقل می­کند که شخصی یهودی به نام نَعْثَل به محضر پیغمبر(ص) شرفیاب شد و از ایشان سؤالاتی را پرسید؛ تا اینکه گفت:

«ای محمّد! به من خبر بده که جانشین تو کیست؟ چرا که هیچ پیغمبری نیست مگر اینکه جانشینی داشته باشد و پیامبر ما موسی بن عمران هم به یُوشَع بن نون (به عنوان جانشین) وصیّت کرد.

پیامبر(ص) فرمود: آری وصیّ و جانشین بعد از من علیّ بن ابیطالب است و بعد از او نوه­های من حسن و پس از او، حسین؛ و پس از حسین، نُه نفر از صُلب وی که همگی از نیکان هستند.

نعثل گفت: ای محمّد! برای من آنها را نام بِبَر. پیامبر(ص) فرمود: پس از حسین، فرزندش علی و پس از او فرزندش محمّد و پس از او، فرزندش جعفر و پس از او، فرزندش موسی و پس از او فرزندش علی و پس از او فرزندش محمّد و پس از او فرزندش علی و پس از او فرزندش حسن و پس از او فرزندش حجّة بن الحسن خواهد بود و اینان ائمّه­ی دوازده­گانه هستند به تعداد نُقَبای بنی اسرائیل[2] ...»

ب) قُنْدُوزی حنفی در کتاب «یَنابیعُ المَوَدَّة»[3] روایتی را از جابر بن عبداللّه انصاری نقل می­کند که شخصی یهودی به نام جُنْدَل بن جُنادَه به حضور پیغمبر(ص) رسید و سؤالاتی را از ایشان(ص) پرسید تا اینکه گفت:

«ای رسول خدا! مرا از جانشینان بعد از خودت آگاه ساز تا به آنها مُتَمَسِّک[4] شوم. پیامبر(ص) فرمود: جانشینان من دوازده نفر هستند. جندل گفت: من نیز آنها را اینگونه در تورات یافته­ام. سپس گفت: ای رسول خدا! آنها را برایم نام بِبَر. پیامبر(ص) فرمود: اوّل ایشان، سیّد الأوصیاء و پدر ائمّه، علی است و سپس فرزندانش حسن و حسین؛ پس به آنها متمسّک شو و جهل نادانان تو را نفریبد. هنگامی که علیّ بن الحسین متولّد شود، مرگ تو فرارسد و و آخرین توشه­ی تو از دنیا شربت شیری است که می­نوشی.

جندل گفت: در تورات و کتب انبیاء پیشین آنها را ایلیا، شُبَّر و شُبَیْر یافته­ام و اینها نام­های علی، حسن و حسین است؛ پس از حسین چه کسی خواهد بود؟ پیامبر(ص) فرمود: هنگامی که عمر حسین به پایان رسد، امام، پسرش علی است که به زین العابدین ملقّب است و بعد از او پسرش محمّد ملقّب به باقر و بعد از او پسرش جعفر که ملقّب به صادق است و بعد از او پسرش علی که رضا خوانده می­شود؛ پس از او پسرش محمّد که نقی و زکی خواند می­شود و بعد از او پسرش علی که خوانده می­شود تقی و هادی و پس از او پسرش حسن که به عسکری خوانده می­شود و بعد از او پسرش محمّد که خوانده می­شود مهدی و قائم و حجّت ...»

2. آنچه را که مستشکل به نقل از مرحوم آیة الله خویی آورده در صفحات 453-452 کتاب «صراط النّجاة فی اجوبة الإستفتائات» است که از ایشان سؤالی پرسیده شده است که مضمون آن چنین است:

«چگونه می­توانیم روایاتی که شامل تمامی اسماء ائمّه(ع) است را با روایاتی که در ادامه اشاره می­کنم جمع نمود که این­گونه روایات بیان می­دارند پس از شهادت امام صادق(ع) عدّه­ای از بزرگان اصحاب امام(ع) در مورد امام بعد از امام صادق(ع) به اشتباه افتاده و ابتدا بر در خانه­ی عبدالله بن جعفر جمع گشتند و سپس برای ایشان بُطلان ادّعای وی آشکار گردید و آنگاه دانستند که وی امام بر حق نیست و از درگاه او در حالی که حیران بودند خارج شدند.»

آیة الله خویی سؤال را اینگونه پاسخ می­دهند که «روایات متواتری از طریق شیعه و سنّی به ما رسیده است که تعداد ائمّه(ع) را دوازده نفر ذکر کرده است و آنها را به اسم که یکی پس از دیگری باشد به نحوی که فرض شک را در مورد امام بعدی از بین ببرد بیان نشده و این به جهت مصلحتی بود که در آن زمان اقتضا می­نمود تا نام امام بعد از امام حاضر، نزد مردم و برخی از اصحاب، مخفی بماند و جز برای اصحاب سرّ و خواص بیان نشود.»

آنچه از سخنان آیة الله خویی فهمیده می­شود این است که ایشان روایاتی را که نام تمامی دوازده امام(ع) را بیان کرده­اند منکر نمی­شود بلکه متواتر بودن آنها را تأیید نمی­کند و دیگر اینکه آن­گونه نبوده که اسمی از ائمّه(ع) برای کسی ذکر نشده باشد بلکه خواصّ یاران امام حاضر از امام بعدی اطّلاع داشته­اند و علّت مخفی نگه داشتن این مطلب به جهت خفقان موجود در آن زمان و حفظ جان ائمّه(ع) بوده است و امام حاضر نشانه­هایی را از امام بعد از خود می‌داده است تا مردم به امام بعد از خود راهنمایی شوند و فریب افرادی مثل عبدالله بن جعفر را نخورند.

 

[1]. ج 2، باب 31، صص 135-133. (به تحقیق محمدباقر محمودی، طبع دارالحبیب قم، چاپ اول سال 1428 ه.ق؛ 2 جلدی)

[2]. جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه­ی نقباء بنی اسرائیل، رجوع کنید به آیه­ی 12 سوره­ی مائده و تفاسیر ذیل آن آیه.

[3]. باب 76 (فی بیان الائمّة الإثنی عشر بأسمائهم)، صص 501-500. (به تصحیح علاء الدین الأعلمی، طبع مؤسسة الأعلمی للمطبوعات بیروت، چاپ اوّل سال 1418 ه.ق؛ 3 جلد در یک مجلّد)

[4]. گیرنده - کسی که به ‌چیزی چنگ بیندازد - چنگ درزننده (فرهنگ فرزان و عمید)