شبهه 94 : شیعه می گوید که به فرمان امام عسکری، خبر امام مهدی پنهان می شد به غیر از افراد مورد اعتماد. از طرفی هم می گوید هر کس او را نشناسد، به حالت کفر و نفاق مرده است. لذا این دو با هم جمع نمی‌شوند؟

خلاصه­ ی شبهه94

     شیعه از یک طرف می­گوید که به فرمان امام عسکری، خبر امام مهدی پنهان می­شد به غیر از افراد مورد اعتماد. از طرفی هم می­گوید هر کس او را نشناسد، به حالت کفر و نفاق مرده و لذا این دو با هم جمع نمی­شود. و نیز چرا امام عسکری این­قدر بر شیعه سخت گرفته است؟

     هدف مستشکل از بیان شبهه می­تواند موارد ذیل باشد:

1. پایین آوردن مقام امامت.

2. اتّهام زدن به شیعه مبنی بر وجود سخنان متناقض در روایات و بیانات ایشان.

3. نشان ندادن حضرت مهدی(عج) به غیر افراد مورد اعتماد، توسّط امام عسکری(ع) را نشان از سخت­گیری امام(ع) می­داند.

4. و دیگر اینکه اگر امام شیعه مهربان بود، اینگونه بر پیروانش سخت نمی­گرفت.

     امّا پاسخ ما:

1. در ابتدا باید عنوان کرد که مقام امامت، منصبی است الهی، که توسّط خود خداوند انتخاب شده و به وسیله­ی پیامبر(ص) به مردمان ابلاغ می­شود. (آیه­ی 124 سوره­ی بقره گواه این مطلب است.)

2. مطلب آن­گونه نیست که مستشکل بیان کرده است، بلکه نه تنها امام عسکری(ع)، حتّی ائمّه­ی دیگر و همچنین پیامبر گرامی اسلام(ص) هم خبر وجود امام زمان(عج) را مخفی نکرده بلکه صراحتاً به وجود این بزرگوار تأکید نموده‌اند، آن هم برای همه­ی افراد؛ چه افراد مورد اعتماد و چه غیر آن. از جمله­ی این روایات که آن را از منابع اهل سنّت آورده­ایم عبارتند از:

«قالَ رسولُ اللّه(ص):اَلْمَهْدِیُّ مِنْ عِتْرَتِی، مِنْ وَلَدِ فَاطِمَةَ

مهدی از خانواده­ی من و از فرزندان فاطمه است.

«قالَ رسولُ اللّه(ص):اَلْمَهْدِیُّ مِنِّی، اَجْلَى الْجَبْهَةِ، اَقْنَى الْأَنْفِ، یَمْلَاُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَ عَدْلًا، كَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا وَ ظُلْمًا، یَمْلِكُ سَبْعَ سِنِینَ[1]

رسول خدا(ص) فرمود: مهدی از من است و دارای پیشانی بلندی است و وسط بینی او كمی برآمده است؛ زمین را از عدل و داد پر می­كند، همچنان­كه از ظلم و جور پر شده باشد و دوران حكومت او هفت سال خواهد بود.

     و دیگر اینکه در جلد 51 (بحار الانوار) مرحوم مجلسی، باب یکم تا دهم آن، ابوابی است که در ذیل آنها نصّ خداوند متعال، پیامبر اسلام(ص) و ائمّه(ع) راجع به امام زمان(عج) آورده شده است.

     لذا آنچه از روایات بالا و نکات فوق بر می­آید این است که خبر وجود امام زمان(عج) و قیام ایشان مخفی نمی­شده، چه اینکه از زمان پیامبر(ص) تا زمان خود امام حسن عسکری (ع) بر این امر تصریح شده، منتها آنچه امام عسکریA مخفی می­نموده است، محلّ و مکان امام زمان(عج) بوده، آن هم نه به خاطر سخت­گیری بر شیعیان، بلکه به جهت نجات جان آن بزرگوار از دست دشمنان؛ و لذا ایشان را فقط به افراد مورد اعتماد می­نمایاندند، زیرا که در غیر این صورت، خطر آن می­رفت که به واسطه­ی تهدید و ارعاب شیعیان توسّط عُمّال خلیفه، مکان آن بزرگوار برای دستگاه حکومتی مشخّص گردد و جان ایشان به مخاطره افتد.

3. در متن شبهه اشاره شده است به روایتی مشهور که اتّفاقاً علمای اهل سنّت آن را در کتب خود به عنوان حدیث صحیح ذکر نموده­اند؛ آن حدیث عبارت است از:

«وَ قَولِهِ عَلَیهِ السَّلَام فى صَحِیح مُسلِم: مَن مَاتَ وَ لَم یَعْرِفْ اِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ میتَةً جَاهِلِیَّةً[2]

     در متن روایت اشاره شده است که (هر کس امام زمانش را  نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است)، نه اینکه هر کس او را نبیند. نکته­ی دیگر اینکه این شناخت، لزوماً با دیدن افراد حاصل نمی­شود؛ چه اینکه در طول سالیان سال که از ظهور و بروز اسلام می­گذرد، افراد بسیاری بوده­اند که شخص پیامبر اسلام(ص) را به عینه ندیده­اند، ولی به ایشان ایمان آورده و فرامین و دستورات آن بزرگوار را به نحو احسن رعایت کرده و حتّی برخی هم به جهت پافشاری بر انجام دستورات اسلام، جان عزیز خود را از دست داده و شهید شده­اند.

     جا دارد که در اینجا یادی کنیم از (اُوَیس قَرَنی) که یکی از بزرگترین و برترینِ تابعین بوده است. وی هرگز پیامبر(ص) را ندیده، ولی پیامبر اسلام(ص) را به خوبی شناخته و به او ایمان آورده است، و جالب اینجاست که پیامبر اکرم (ص) در مدح او سخن گفته است.

     (ذَهَبی) دانشمند مشهور اهل سنّت در تاریخ خود روایتی را از زبان پیامبر(ص) نقل کرده و می­نویسد:

«خَیرُ التّابِعینَ رَجُلٌ یُقالُ لَهُ اُوَیسُ بنُ عامِرٍ[3]

برترینِ تابعین، مردی است که اویس بن عامر(قرنی) نامیده می­شود.

     (لازم به یادآوری است که تابعین کسانی هستند که پیامبر(ص) را ندیده­اند، لکن صحابه­ی ایشان را دیده و با آنان ملاقات و مُصاحبت داشته­اند.)

     و نیز (اِبن حَجَر عَسْقَلانی) از دیگر دانشمندان اهل سنّت می­نویسد:

(اویس در زمان پیامبر(ص) ایمان آورد ولی اطاعت کردن از مادرش، او را از ماندنِ در شهر منع نمود. «به خاطر اطاعت از فرمان مادرش، از مدینه بازگشت»)[4]

     مرحوم مجلسی در کتاب (بحار الانوار) از رسول خدا(ص) نقل کرده است که:

(رسول خدا(ص) می‏فرمود: از جانب قَرَن بادهای بهشت می‏وزد، چه بسیار مشتاق تو هستم ای اویس قرنی؛ آگاه باشید، هر کسی که او را ملاقات می‏کند، سلام مرا به وی برساند.

شخصی پرسید: اویس قرن کیست؟ حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: ... او مرا نمی‏بیند، ولی به من ایمان آورده است و عاقبت در رکاب خلیفه و جانشین شایسته­ی من، علیّ بن ابی طالب در صفّین به شهادت خواهد رسید.)[5]

     لذا ایمان آوردن و شناختن انبیاء و ائمّه (ع)، لزوماً با دیدن آنها به دست نمی­آید و مثال اویس قرنی خود گویای این مطلب است.

 

[1]. سنن ابی داود، جلد 3، کتاب المهدی(عج)(30)، صفحه­ی 111، حدیث 4284 و 4285. (طبع دارالکتب العلمیة بیروت، چاپ اول سال 1416 ه.ق)

[2]. الجواهرُ المُضِیّة فی طبقاتِ الحَنَفیَّة، عبد القادر القُرَشی حنفی، جلد 2، صفحه­ی 457. (طبع میر محمّد كتب­خانه­ی كراتشی؛ 2جلدی)

[3]. تاریخ الاسلام شمس الدّین ذهبی، جلد 3، صفحه­ی 556. (طبع دارالکتاب العربى بیروت، چاپ دوم سال 1413 ه.ق، به تحقیق تدمری؛ 52 جلدی)

[4]. «أسلَمَ أویس على عهدِ النبیّ(ص) وَ لكن مَنَعَهُ مِنَ القُدومِ بِرِّهِ بِاُمِّهِ». منبع: الإصابة فی تمییز الصّحابة، ابن حجر عسقلانی، جلد 1، صفحه­ی 359. (طبع دارالكتب العلمیة بیروت، چاپ اوّل سال 1415 ه.ق؛ 8 جلدی)

[5]. بحار الانوار، علّامه مجلسی، جلد 42، کتاب تاریخ امیرالمؤمنین(ع)، باب 124، صفحه­ی 155. (طبع دارالاحیاء التّراث؛ 110 جلدی)