بی خواص؛ عالم بی عمل
بی خواص؛ عالم بی عمل

بی خواص

جا دارد ملت اسلام فكر كند كه چرا پنجاه سال بعد از وفات پيغمبر، كار كشور اسلامى به جايى رسيد كه مردم مسلمان در كوفه و كربلا جمع شدند و جگر گوشه ى پيغمبر(ص) را با آن وضع فجيع به خاك و خون كشيدند؟! خوب؛ انسان بايد به فكر فرو رود، كه "چرا چنين شد؟"  از هر طرف حركت مى كنيم، به خواص می رسيم. مجموعه تصویری "بی خواص" به شرح حال خواص صدر اسلام و علل انحراف آ نها با استفاده از بیانات حضرت آیة الله خامنه ای می پردازد  . (khamenei.ir)

 

عالم بی عمل

مردم می‌خواستند به جهاد بروند، بالای منبر رفت و مردم را به جهاد تحریض کرد. در فضیلت جهاد و فداکاری، سخن ها گفت. برای اینکه پیاده ها هم بروند، مبالغی هم درباره فضیلت جهاد پیاده گفت. آنقدر گرم سخن بود که یک عده ای از آنهایی که اسب هم داشتند، گفتند ما هم پیاده می رویم؛ اسب چیست! به اسب هایشان حمله کردند، آنها را راندند. عده ای هم گفتند صبر کنیم، ببینیم حاکمی که اینطور درباره جهاد پیاده حرف زد، خودش چگونه بیرون می آید؟

 

 

ببینیم آیا در عمل هم مثل قولش هست یا نه؛ بعد تصمیم می گیریم که پیاده برویم یا سواره.  ابن اثیر می‌گویند: وقتی که ابوموسی از قصرش خارج شد، اشیای قیمتی که با خود داشت، سوار بر چهل استر با خودش خارج کرد و به طرف میدان جهاد رفت! آن روز بانک نبود و حکومت ها هم اعتباری نداشت. یک وقت دیدید که در وسط میدان جنگ از خلیفه خبر رسید که شما از حکومت بصره عزل شده اید. این همه اشیای قیمتی را که دیگر نمی‌تواند بیاید و از داخل قصر بردارد؛ راهش نمی دهند. 

 

 

آنهایی که پیاده شده بودند آمدند و زمام اسب جناب ابو موسی را گرفتند: ما را هم سوار همین زیادی ها کن! اینها چیست که با خودت به میدان جنگ می بری؟ ما پیاده می رویم؛ ما را هم سوار کن. همانگونه که به ما گفتی پیاده راه بیفتید خودت هم قدری پیاده شو و پیاده راه برو. ابو موسی تازیانه اش را کشید و به سر و صورت آنها زد و گفت بروید، میخوری حرف می‌زنید! ابوموسی یکی از اصحاب پیامبر(ص) و یکی از خواص و یکی از بزرگان است؛ این وضع اوست!

خطبه هاى نماز جمعه تهران 18/2/77

 

ابوموسی اشعری

- یکی از اصحاب پیامبر(ص) و یکی از خواص و بزرگان
- از شرکت کنندگان در فتوحات مسلمانان در زمان خلیفه دوم
- حاکم بصره در زمان خلیفه دوم
- حاکم کوفه در زمان خلیفه سوم و امیرالمومنین -علیه السلام-
- تشویق مردم به شرکت نکردن در جنگ جمل و سرباز زدن از فرمان امیرالمومنین -علیه السلام-
- نماینده تحمیلی سپاه امیرالمومنین -علیه السلام- در ماجرای حکمیت، که با ساده لوحی ایشان را از خلافت برکنار کرد.